العلامة المجلسي

45

مجموعه رسائل اعتقادى ( فارسى )

است كه نوشتم به خدمت حضرت صادق يا باقر - عليهما السّلام - و سؤال كردم از معرفت ؟ در جواب نوشتند كه : بدان كه معرفت از صنع و كار خدا است در دل و آفريده شده است ، و انكار صنع خدا است در دل آفريده شده است ، و بندگان را در اين دو چيز صنعى نيست ، و ايشان را در اين دو چيز اختيار هست از جهت كسب كردن ، پس به سبب خواهش ايشان ايمان را اختيار معرفت كردند ، پس بودند به اين جهت مؤمنان و عارفان ، و به سبب خواهش ايشان كفر را اختيار جحود و انكار كردند ، پس بودند به اين جهت كافران و انكار كنندگان و گمراهان ، و اين به سبب توفيق خدا است مر ايشان را و واگذاشتن آنها كه واگذاشته است ايشان را ، پس به اختيار و اكتساب ، خدا عقاب مىكند ايشان را و ثواب مىدهد ايشان را « 3 » . مؤلف گويد : پس از اين حديث ظاهر شد كه افاضهء علم از جانب خدا است و كسب از بنده است كه خود را مستعد و قابل افاضه گرداند ، پس اگر طالب ايمان شد و خود را از اغراض باطله خالى كرد و در طلب و سعى تقصير نكرد البته حق تعالى حق را بر او افاضه مىكند ، چنانچه فرموده است كه « وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا « 4 » » و اگر طالب باطل است و در مقام شك و شبهه است و طالب حق نيست در جهل مىماند . و ممكن است كه اعتقادات باطله نيز به سوء اختيار او بر او فائض شود ، و به سوء اختيار خود معاقب باشد ، چنانچه قاتل كه ضربت مىزند حق تعالى قبض روح مقتول مىكند ، و قاتل به سبب تحصيل اسباب موت معاقب است ، و اول به عقل اقرب و از شبهات ابعد است . دوّم : آن كه مراد از معرفت ، شناخت خدا و اقرار به وجود خالق باشد ، و اين معرفت موافق أخبار بسيار ، فطرى است و همه كس را در به دو فطرت و ابتداى شعور

--> ( 3 ) . توحيد صدوق ص 227 . بحار الانوار 5 / 221 ، ح 3 . ( 4 ) . سورهء عنكبوت : 69 .